وترا مال | فروشگاه آنلاین مواد غذایی و خوراکی ته‌لنجی اصل
کالاهای وارداتی وترا مال قصه کودکانه چرا پرهای اردک خیس نمی‌شود؟

چرا پرهای اردک خیس نمی‌شود؟

تاریخ انتشار : 10-10-1404
تعداد بازدید مقاله : 110

 در قسمت قبلی از داستان « ماجراهای مریم و اردک» تعریف کردیم که پدر مریم برای او یک جوجه اردک خرید تا وقتی خواهر و بردارهایش به مدرسه می‌روند، در خانه تنها نباشد. اما بشنوید از ماجراهای بعدی آن‌ها.

ماجراهای مریم و اردک

چرا پرهای اردک خیس نمی‌شود؟

  در قسمت قبلی از داستان « ماجراهای مریم و اردک» تعریف کردیم که پدر مریم برای او یک جوجه اردک خرید تا وقتی خواهر و بردارهایش به مدرسه می‌روند، در خانه تنها نباشد. اما بشنوید از ماجراهای بعدی آن‌ها.

 

اردک مثل همه حیوانات دیگر دوست نداشت در لانه‌اش بماند و می‌خواست در حیاط بدود و بازی کند. مریم هم بدش نمی‌آمد که او را دنبال کند و این شده بود بازی هر دو آن‌ها از صبح تا بعداز ظهری که دوباره خانه شلوغ می‌شد. البته مریم باز هم اردک را از یاد نمی‌برد و به او رسیدگی می‌کرد.

یکی از همین روزها، جوجه اردک قصه ما که خیلی بازیگوش شده بود، از روی حصار چوبی باغچه پرید و داخل آن شد. نوکی به ریحان‌های تازه سبز شده باغچه زد و خوشش آمد. مادر که داشت حیاط را می‌شست، وقتی اردک را دید، سراسیمه به طرف باغچه دوید و با هر زحمتی بود، اردک را بیرون کرد تا سبزی‌ها را له نکند.

اما پاهای اردک گلی شده بود و رد پاهایش دوباره حیاط را کثیف کرد.

مادر گفت: «ببین مریم؛ این جوجه اردک رو خیلی بازگوش کردی. هم سبزی‌های باغچه رو له کرده و هم حیاط کثیف و خاکی شده. باید دوباره بشورمش»

مریم گفت: «نگران نباش. میام کمکت. اول بذار اردک رو بذارم تو لونه‌اش»

و بعد اردک را برداشت و پاهایش را زیر شیر آب گرفت تا بشوید. با خودش گفت حتما با صابون  تمیزتر می‌شود و «صابون لرویا» را برداشت تا پاهای اردک را تمیز کند. کمی کف درست کرد و به پاهای اردک زد. کمی از آب به پرهای اردک خورد، اما خیس نشد. مریم تعجب کرد. برگشت پیش مادرش و از او پرسید: «مامان چرا اردک من مثل جوجه‌های دیگه خیس نمی‌شه؟ نکنه مریض شده؟»

مادر خندید و گفت: «نه دخترم. بیا برات توضیح بدم.»

مادر در حالی که پاهای اردک را خشک می‌کرد و او را در لانه می‌گذاشت، گفت: «پرهای اردک‌ها چرب است. برای همین وقتی توی آب شنا می‌کنن، خیس نمی‌شن. این یه ویژگی خوبه که از هفته سوم زندگی اردک‌ها شروع می‌شه. اردک تو هم داره کم‌کم رشد می‌کنه.»

مریم گفت: «مامان این صابون سفید کننده بود. نکنه پاهای اردکم سفید بشه. من دوست دارم قرمز بمونه»

مادر خندید: «نترس. رنگ پاها و پرهاش که با شوینده نمی‌ره. ولی نیازی نیست پاهاش رو با صابون بشوری. براش یه تشت آب می‌خریم تا هم بازی کنه و هم تمیز بشه.»

شب که پدر به خانه برگشت، مادر گفت: «جوجه اردک مریم بزرگ شده و از روی حصار باغچه می‌پره داخل. باید حصار رو کمی بالاتر ببریم. یه تشت آب هم باید براش بگیریم که بتونه شنا کنه.»

مریم خیلی خوشحال شد که مادر جوجه اردک او را فراموش نکرده است و آن شب با خیال راحت در رختخواب خوابش برد.

 

نظرات کاربران

دیدگاه های ارسالی شما

در حال حاضر نظری ثبت نشده است!

ارسال دیدگاه