دارا همان پسربچهای که شمال کشور و کنار دریا زندگی میکرد و خیال پرواز در آسمانها را داشت، حالا صاحب خواهری شده که نامش را دریا گذاشتهاند. اما این کوچولوی دوستداشتنی مثل همه بچههایکوچولو در کنار ج...
در قسمتهای قبلی از داستان « ماجراهای مریم و اردک» تعریف کردیم که پدر مریم برای او یک جوجه اردک خرید تا وقتی خواهر و بردارهایش به مدرسه میروند، در خانه تنها نباشد. اما بشنوید از ماجراهای بعدی آنها....
یکی بود، یکی نبود. پسری بود به اسم دارا که همراه با پدر و مادرش در یک شهر زیبای ساحلی در شمال ایران زندگی میکردند. دارا علاقه زیادی به طبیعت داشت و هر روز بعد از اینکه از مدرسه برمیگشت، لباسهایش را...
آی قصه قصه قصه؛ دوست دارین براتون یه قصه تعریف کنم؟ یکی بود، یکی نبود. در یک شبِ نزدیک یلدا، نازنین کوچولو مثل همیشه روی تختش نشسته بود و با مداد رنگیهایش نقاشی میکشید. پاییز آرامآرام کوچ میکرد؛...
روی دکمه Share در نوار پایین بزنید.
دکمه Add to Home Screen را انتخاب کنید.
در مرحله بعد روی Add بزنید
Add